زبانهاي فارسي، تركي و مغولي. پنج نسخهٴ آن (3 تا در بادليان، يكي در برلين و يكي در پاريس) بي نام موٴلف است، ولي نسخهٴ ششم در موزهٴ همايون استانبول به جمالالدين بن مهنا نسبت داده شده است. به گفتهٴ مليورانسكي آن متن از اواخر سدهٴ سيزدهم يا اوايل سدهٴ چهاردهم است.
اما درمورد ادراك ابوحيان؛ هنوز بايد آنرا نخستين دستور زبان اصولي تركي بدانيم. اين كتاب در سه باب است: 1) واژهنامهٴ تركي ـ عربي شامل حدود 2200 واژه، كم و بيش بهترتيب الفبايي؛ 2) تلفظ و صرف؛ 3) نحو. روش توضيح از دستور زبان عربي اقتباس شده؛ مثلاً افعال به صورت كامل داده شده و نه در صيغهٴ امر، كه موجب مشكلات ناروايي ميشود. زباني كه از آن بحث كرده تركي شرقي است، كه اندكي در مصر دستخوش فساد شده بود؛ موٴلف تركي را از ساير گويشها متمايز ميسازد ــ بيشتر از قبچاق و تركمني. اين واژهنامه ــ طبعاً شامل واژههاي بيگانه است، قريب 20 واژهٴ عربي، 60 فارسي و چند تا مغولي و يوناني.
براي بررسي واژگان تركي خاوري مأخذ قديمتري در دست است، يعني ديوان لغت ترك محمود كاشغري كه واژهنامهٴ تركي ـ عربي است و در سال 466 ه ق (= 1073 ـ 1074، نه1066م) در كاشغر، واقع در تركستان چين تأليف شده است. اين كتاب شامل اطلاعات دستوري راجع به مقايسهٴ لهجههاي مختلف تركي است. ميتوان دريافت كه محمود تأليف يك كتاب نحو تركي را در نظر داشته؛ ولي آن فكر تحقق نيافته، يا كتابش بهدست ما نرسيده است.
اما، دستور زبان تركي به عربي، يعني القوانين الكليه لضبط اللغة التركيه، گرچه در تنها نسخهاش (در كتابخانهٴ شهيد علي پاشا در استانبول) به ابوحيان نسبت داده شده، اين انتساب مجعول است. اين كتاب تأليف جديدتري است؛ مثلاً در آن از حملهٴ تيمور لنگ به دمشق در سال 1400 م ذكري ديده ميشود. موٴلف آن هم مانند ابوحيان عرب بوده و معلومات تركي خود را از جامعهٴ تركمان قاهره بهدست آورده است.
مـجمـوعـهٴ كـومـانـي
مجموعهٴ كوماني، نسخهاي خطي است در 82 برگ با اندازههاي اندكي متفاوت (با
5/19 تا 5/20 سانتيمتر درازا و 5/12 تا 14 سانتيمتر پهنا)، كه از يادگارهاي تاريخي مهم زبان كوماني به شمار ميرود و براي مطالعهٴ نوعي از زبان تركي و تركشناسي بهطور كلي داراي ارزش زيادي است.
تأليف آن در 11 ژوئيهٴ 1303 آغاز شده و زماني به پترارك تعلق داشته است (1304 ـ 1374) و او آن را براي كتابخانهٴ سان ماركوي ونيز وصيت كرده است. به فرمان ناپلئون آن را به كتابخانهٴ امپراتوري در پاريس بردند، ولي بعداً به سان ماركو (ماركيانا) باز گردانده شده و اينك از گنجينههاي آن به شمار ميرود.
پيش از بحث از محتواي آن، بهتر است ذكري كنيم از اوضاع و احوال پديد آمدن آن. در سدهٴ